مرتضى مطهرى

185

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« آرياييان از ديرباز به دو مبدأ خير و شر قائل بودند . از يك سو خدايان و از سوى ديگر اهريمنان قرار داشتند . امور نيك و خير مانند روشنايى و باران را به خدايان نسبت مىدادند و امور بد و شر همچون تاريكى و خشكى را به اهريمنان . آتش پسر آسمان در شكل ابتدايى خود كه برق باشد ، در مبارزهء ارواح منوّر - كه حامل روشنى ، گرما و زندگانى هستند - با روانهاى پليد تاريكى و خشكى ، عامل مؤثر شمرده مىشود . دومزيل در عنوان « اديان ايران باستان » مىنويسد : در مقابل خدا و ملكوت ( روشنايى و فراوانى و ترقى ) دنياى شر و تاريكى كه در آن ديوان ( دئوها ) فرمانروايى مىكنند قرار دارد . اعتقاد به ثنويت از خصوصيات طرز تفكر ايرانى است . در اينجا جز تاريكى ، شرارت ، گنديدگى و انهدام چيزى به چشم نمىخورد . دنياى شر تحت فرمان روح پليدى است به نام « اهرمئنيو » يا اهريمن . » « 1 » آقاى دكتر معين سپس به سخنان خود چنين ادامه مىدهد : « ميدان اين مبارزه بين آسمان و زمين در جوّ است . انقلابهايى كه در نظر ما معمولًا در قالب تظاهرات هوايى جلوه‌گر مىشوند و ما به ندرت در آنها تعمق مىكنيم ، براى آرياييان قديم كه داراى روح حساس و فكر مصور بودند مظهر مبارزهء شديدى بود كه بين موجودات فوق بشر و قادر بر خير و شر به عمل مىآيد ، و اين نمايش را در پرده‌هاى مختلف خيال خود مجسم مىكردند . . . » 2 . اصلاحات زردشت قبل از آنكه دربارهء اين موضوع بحثى بكنيم مقدمتاً بايد بگوييم دربارهء زردشت « 2 » پيغمبر مزديسنا و كتاب اوستا كه كتاب مقدس مزديسنا به شمار مىرود

--> ( 1 ) . مزديسنا و ادب پارسى ، چاپ دوم ، ص 43 . ( 2 ) . تلفظ اين كلمه در فارسى بعد از اسلام « زردشت » يا « زرتشت » است . احياناً به صور ديگر نيز تلفظ مىشود . در كتب عربى معمولًا « زرادشت » به كار رفته است . محققين تلفظ اصلى آن را « زرتشتر » مىدانند كه به معنى دارندهء شتر زرد است . در كتاب ايران از نظر خاورشناسان تأليف آقاى دكتر رضازادهء شفق ، فصل دوم ص 133 تلخيص فصل هفتم و نهم از كتاب تاريخ شاهنشاهى ايران تأليف المستد پروفسور تاريخ خاور زمين در دانشگاه شيكاگو مىنويسد : « زرتشت پيام آسمانى خود را در اواسط قرن ششم ( قبل از ميلاد ) در شمال غربى ايران آغاز كرد . نامش « زرتشتر » به معنى دارندهء شتر زرين و نام پدرش « پوروشسپ » يعنى دارندهء اسب خاكسترى رنگ و نام مادرش « دوغدوا » يعنى كسى كه گاوهاى سفيد دوشيده است و نام خانوادگىاش « سپيتمه » يعنى سفيد بوده . تمام اين نامها از يك زندگانى نيمه چوپانى حكايت مىكند . »